خط خطی های من از زندگی مشترک و پیرامونش..
۱۰۰۰ جای دیدنی دنیا
مجموعه فوقالعاده زیبا از ۱۰۰۰ جایی که قبل از مرگ باید دید! |
سریال قهرمانان
مهیج ترین سریال حال حاضر دنیا داستان زندگی انسانهایی با نیروهای خاص |
|
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
|
|
سلام به تمامی دوستای خوبم
..
خوبین؟خوشین؟من هم خوبم..همسری هم خوبه...خوش میگذره
؟!
چه خبرا؟خیلی وقت بود به خاطر امتحانات نمی تونستم به خیلی از وبلاگ های دوستان سر بزنم..اما از امروز تابستان ما شروع شد
!البته تا ۱۷تیر بعدش ترم تابستونه
...!
از دیروز بگم که یک روز پر کار و مثبت و پر انرژی بودش
..:
دیروز امتحان زبان خارجه داشتم،و از صبح بیدار شدم واسه دور آخر کتاب رو مرور کردم تا اونجاهایی که میخوندم بلد بودم..ساعت ۲ امتحان داشتم که شکر خدا هوا ابری بود و بادی خنک میزد
و از گرما چند روز کاسته بود،ساعت ۱همسری مارو برد یونی
!ماهم که درس خونده..تا اونجا واسه خودمون با آهنگ خوندیم و رقصیدیم.
.رسیدم و دیدم ۳تا از دوستام دارن میان!!!ااکجا؟!هیچی ما امتحان نمیدیم چون ممکنه سخت باشه
!بله!ممنون..رفتیم سر جلسه..من بیچاره چپ دست انقدر هم این تک صندلیش بد بود..تمام مهره های کمرم و گردنم درد گرفت..آخر مراقب گفت نمیخوای درست بشینی..گفتم این ور که دیواره منم که چپ دست..
دیگه چی میگی!!
من کلی رو نوشتم بعد یه آقایی مهربوووووووووون اومد..استاد زبان!آی به بچه ها می رسوند..یک حالی کردم..ازش سوال پرسیدم من فقط سوال آخر رو ننوشته بودم..بقیه رو نگاه کردم گفت درسته.
.!حالا ببینیم..نمره چند میاد..! از یونی ذوق زده تا آمل اومدم و در این بین .ح. رو دیدم و تعجب کردم که چرا اینجاست!!!
بعد از امتحان مکالمه ی من با آقای براری:
میگم :چرا صندلی واسه دست چپ ها نمیزاری.. من مردم!
میگه: تو بچه کجایی!!
میگم: تهران
میگه:اختشاش هم رفتی
..؟!
میگم:من چی میگم شما چی میگین(حالا با خنده
!)
میگه:من تورو تو تلویزیون دیدم!!
میگم:من میگم صندلی واسه دست چپ هاصندلی بزارین! شما میگی اختشاش
!!
میگه:حق موسوی رو خوردن نه
؟!
میگم:آقا ما بیخیال شدیم یه ترم مونده..نخواستیم
! خدافظ!
میخنده میگه..همین درسته.
.!!به سلامت!
رسیدم آمل و با دوستم آیدا رفتیم دنبال لباس واسه شب(پسر عموی علیرضا از آمریکا اومده و برادرش همه رو شام بیرون دعوت کرده بود باغ مهر)ما هم که دیدیم نه لباس داریم نه رنگ موی درست و حسابی
..شما فکر کنین آمل هرجا داشت من رفتم لباس دیدم و تو اون گرما هی رفتم توی اتاق پرو!یا تنگ بود یا نمیخورد
!!!آخه ۵۷کیلو ام بازم باید کمتر بشم
...هیچی آخر سر یه جا یه کت و دامن کوتاه پیدا کردیم نسکافه ایی یه تاپ قهوه ایی ام زیرش باهاش ست کردم..رفتیم ارایشگاه..موهام رو تنباکویی روشن کردم..خیلی خوب شد
بعدش آرایش ملایم..انقدر قیافه ام خوب شد..خودم باهاش حال میکردم
..رفتیم اونجا و ملت همش من رو نگاه میکردن!گفتم الانه که بخورم زمین پخش شم
!!!!خوش گذشت تا ساعت ۱:۳۰ اونجا بودیم همش هم به علیرضا میگفتم ازم عکس بگیره. .انقدر گرفت گوشیش پر شد!یکمم آهنگ گذاشتن یه قری دادیم و اومدیم خونه بازم ازم عکس گرفتم
...
از خواب بیهوش شدم..به هوش اومدم الان در خدمت شماهام
..
همسرانه:

مهربونم..خیلی خوبه که با اخلاق های من کنار میایی..گاهی بد میشی و اصلا دوستت ندارم،اما فکر که میکنم می بینم نه..اونی که تحمل میکنه تویی و اونی که غر میزنه منم..طوری که باید بر عکس باشه..مرسی که تو این چند روز کمی اعصاب برام نذاشتی..!اما بعدش اومدی از دلم در آوردی.!!
پی نوشت ها: ![]()
پ.ن۱:اتاق که اصلا حرفش رو نزن!!!از در و دیوار داره وسیله میباره..!
پ.ن۲:رنگ کابینت رو میخوام کرم نقره ایی ست کنم..به نظرتون خوب میشه؟
پ.ن۳:توی ادامه مطلب شعری که پدر ندا آقا سلطان برای دخترش رو گفته گذاشتم.
پ.ن۴:سر امتحان آشنایی با معماری اسلامی به یک مرقاب سمج گفتم..آدم به سگ اعتماد کنه به مراقب نه...!!!!!
همچنان به زندگی ادامه میدهیم..
بازم میام..
مواظب خودتون باشین.
کامنت یادت نره رفییق..

ادامه مطلب
سلام..به تک تک دوستای خوبم.
.
حالتون چطوره؟البته با این وضعیتی که پیش اومده در مملکت گل و بلبل و سنبلمون!..کسی دل و دماغ درست و حسابی نداره
...من که این مدلیم
..!
می بینم که تیر ماه هم اومد..!!واسه خیلی ها تابستون و واسه ماها امتحانات!!!
این ترم تمام امتحانم 1روز در میونه..بیچاره!!من!!
همش یا دارم میخونم..یا دارم جزوه هارو نگاه میکنم..چشمامم که قربونش برم..قرمزی کم نذاشته..! 
امروز زبان فنی داشتم..!خوب بود..مراقب ها هم تقلب رسوندن..!البته چون ترم پیش من یه چشمه از این مراقب ها دیده بودم..زیاد اعتماد نداشتم بهشون..اما دیدم خودش اومد گفت..کدوم کلمه رو میخوایی منم از خدا خواسته گفتم!!!هوا انقدر گرمه اینجا..!تمام پنکه های سقفی سالن روشن بود..!اصلا چی دارم میگم..!!! (چرت و پرت.
. !
دیروز بابایه علیرضا رفته واسه خودش 5 مدل شیرآلات انتخاب کرده..گفت ما بریم از این 5 تا یکی رو انتخاب کنیم؟!!!آی من رو میگیری...!باز قاطی کردم!!رفتم هیچ کدوم نه من نه علیرضا پسندید!!خودمون یکی دیگه انتخاب کردیم.!!
5شنبه هم امتحان دارم..
اومدم حرفی زده باشم..!
هیچ شوقی برای رفتن ندارم...!
برای ندای عزیز
آمدم که بگویم زنده ام ولی خواهرم کشته شد...
آمدم بگویم که خواهرم در دستان پدر مرد...
آمدم بگویم که خواهرم آرزوهایی بزرگ داشت...
آمدم بگویم که خواهرم که کشته شد سرش به تنش می ارزید...
دوست داشت روزی موهایش را به دست باد بسپارد ...
که مثل من "فروغ" میخواند و دلش میخواست آزاد زندگی کند و برابر ...
و دلش می خواست سرش را بالا بگیرد و بگوید:" ایرانیم"...
و دلش می خواست روزی عاشق مردی شود که موهای آشفته دارد...
و دلش می خواست دختری داشته باشد که گیسوانش را ببافد و برایش در گهواره لالایی بخواند...
خواهرم مرد از بس که جان ندارد...
خواهرم مرد از بس که ظلم پایانی ندارد...
خواهرم مرد از بس که زندگی را دوست داشت...
و خواهرم مرد از بس که مردم را عاشقانه دوست داشت...
خواهر عزیزم، کاش وقت رفتن چشمانت را می بستی...
آخر آخرین نگاهت جانم را می سوزاند...
خواهرکم بخواب...
آخرین خوابت شیرین
تویی که تیر را رها کردی..؟
تو همه آرزوهایش را بر باد دادی..
آن طور که پیداست..
باید شکست را پذیرفت
...
اما در مغز من نمیگنجد.
.با آن همه ملت در زنجیره ی سبز رای به این کمی..!
آقای احمدی نژاد..تبریک..حتی اگر با تقلب دوباره رئیس جمهور شدی..خواهشا این ۴سال رو بهتر کن که بعید میدونم.
.
و آقای موسوی
..
برای اولین بار رای دادم..آن هم شما بودین..در این چند ساله از هیچ کدام از نامزد ها خوشم نیومده بود..باید شکست را هرچند تمام ما میدانیم ناعادلانه بود اما می پذیریم....و امیدوارم سال دیگر رای بیاورید برای ایرانی بهتر..
نمیدونم...شما این شکست رو پذیرفتین یا نه؟
من اگر برخیزم تو اگر برخیزی همه برمی خیزند من اگر بنشینم تو اگر بنشینی چه کسی برخیزد؟
گیرم که در باورتان به خاک نشستم
و ساقه های جوانم
با ضربه های تبرهاتان زخم بست
باریشه چه می کنید ؟
گیرم که بر سر این بام
بنشسته پرنده ای در کمین
پرواز را علامت ممنوع می زنید
با جوجه های نشسته در آشیانه چه می کنید ؟
گیرم که می زنید
گیرم که می برید
گیرم که می کشید
با رویش ناگزیر جوانه چه می کنید


